سديد الدين محمد غزنوى

مقدمه 57

مقامات ژنده پيل ( فارسى )

9 - نعمت ص 541 : كرم بنگر كه الطاف الهى * بما بخشيد ملك پادشاهى بما آيينه‌اى انعام فرمود * در آن بنموده است اشياء كما هى سخن‌هاى لطيف نعمت اللّه * گرفته شهرت از مه تا به ماهى احمد ص 167 : نمودارم من از نور الهى * نه من تنها كه از مه تا به ماهى ترا آيينه‌اى بر دست دادند * در آن آيينه بنگر هرچه خواهى اگر طالع شود نور حقيقت * ببينى جمله اشياء را كما هى 10 - نعمت ص 543 : اى در ميان جانها از ما كنار تا كى * مستان شراب نوشند ما در خمار تا كى تو چشمهء حياتى سيراب از تو عالم * ما تشنه در بيابان در انتظار تا كى ساقى بيار جامى بر خاك ما فروريز * در مجلسى چنين خوش گرد و غبار تا كى نقش خيال بگذار دست نگار ما گير * نقاش را نظر كن نقش و نگار تا كى احمد ص 183 : بردار پرده از رخ در انتظار تا كى * بنما جمال معنى نقش و نگار تا كى شاهد يكيست پنهان در پردهء معانى * هر سوى عاشقانش در انتظار تا كى معنى چو نيست ممكن ديدن به غير صورت * پس بهر چشم احول گرد و غبار تا كى دريا و موج هر دو آمد يكى بمعنى * از معنى « 1 » دقائق از ما كنار تا كى نمونه را چند بيت مشابه نيز از يك غزل حافظ و ديوان منسوب باحمد جام نقل مىنمائيم : حافظ ص 71 ( چاپ قزوينى )

--> ( 1 ) - « از معنى » تصحيح نگارنده است در متن چاپى آمده « اى معنى » .